أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
521
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ( نساء : 10 ) . چند روزى نگذشت كه خبرهاى تازهاى به مكه رسيد داير بر اين كه احمد بن سعيد بن زيد ، كسى كه از ترس مهاجمان از مكه گريخته بود ، به شمارى از اعراب در وادى ليه ملحق شد و در 24 همان ماه طائف را تصرّف كرده است . شريف عبداللَّه نيرويى متشكل از اشراف ، اعراب و سپاه ابىالذهب را به فرماندهى يكى از نزديكانش به سوى وى فرستاد . زمانى كه احمد از آمدن اين سپاه آگاه شد ، از طائف به ثنيه كرا « 1 » گريخت . وى در طول راه شمار زيادى از اعراب بنى سعد و ثقيف را با خود همراه كرد و در عرفه لشكرى فراهم آورد . در اين هنگام سپاه شريف عبداللَّه و ابىالذهب برابرش درآمدند و نبرد سهمگينى ميانشان رخ داد . در اين وقت گروهى از سپاه ابىالذهب به ميان ميدان آمده با پايين آوردن پرچمهاى خود نام شريف احمد را فرياد كردند و تمايل خود را به او نشان دادند . وى فريب خورده نزد آنان رفت . در اين هنگام او را محاصره و اسير كردند . بدين ترتيب نيروهاى شريف عبداللَّه و ابىالذهب پيروز شدند . بعدها شريف احمد توانست از اسارت گريخته به ليث برود و همانجا بماند . در 20 جُمادى الاولاى سال 1184 بود كه ابىالذهب با نيروى خود عازم مصر شد . اين بعد از آنى بود كه نيرويى را در جدّه به فرماندهى حسن آغا شبكه كه او را به سمت والىگرى جده منصوب كرده بود ، براى حمايت باقى گذاشت . بدين ترتيب اوضاع متفاوت از قبل شده ، نيروى مصرى جانشين نيروى عثمانى شد و امير مكه هم بعد از خليفهء عثمانى ، مديون حاكم مصر شده و تحت الحمايهء وى درآمد . حوادثى كه گذشت ، خللى در ارادهء شريف احمد ايجاد نكرد ، چرا كه او در زمرهء نيروهاى پرارادهء قديمى به شمار مىآمد . هنوز ابىالذهب نرفته بود كه وى باز فعاليت خود را به قصد گرفتن انتقام آغاز كرد . وى شريف ثقبه را به سراغ قبايل ثقيف و آن نواحى فرستاد . خود او هم به سمت قبايل جنوب رفت و شمار قابل ملاحظهاى را با خود
--> ( 1 ) . كرا ، كوهى است كه وادى نعمان از آن نشأت مىگيرد ، و پشت آن ييلاق هدأهء طائف است ؛ و يكى از راههاى مكه بهطائف از آنجا مىگذرد . ( عاتق ) .